محمد تقي جعفري
23
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
مىآورد كه اشتهاى وى را براى معرفت شديدتر مىكند . اما در عين حال در آن جا به مرزى بر مىخورد كه عبور از آن در حد دانش نيست ، كاميابيهاى دانش هر چه باشد علم در ما بعد الطبيعة نفوذ نخواهد كرد ، در اين كه دانش وصول به حقيقتى مطلق را هدف قرار دهد و از رسيدن به آن عاجز بماند ، عنصر نامعقولى آشيان دارد كه از عالم فعاليت علمى بيگانه است . 22 « شك نيست كه مرحلهاى كه فعلا فيزيك نظرى به آن رسيده بالاتر از ملكات انسانى است و حتى بالاتر از ملكات خود مكتشفان بزرگ است ، ولى آن چه شما نبايد از نظر دور داشته باشيد اين است كه اگر نيروى دريافت ما به سرعت هم ترقى كند ، باز در پايان كار از گشودن راز طبيعت ناتوان خواهيم ماند . ممكن است روزى برسد كه ما بتوانيم طرز عمل قانون عليت را در دقيقترين فعاليتهاى اتومى ادراك كنيم ، همان گونه كه بر پايهء كهن فورمول عليت در مكانيك رسمى مىتوانستيم آن چه در طبيعت اتفاق مىافتاد ادراك كنيم و تصوير مادى آن را بسازيم . اختلافى كه اكنون وجود دارد ، اختلاف ميان طبيعت و اصل عليت نيست ، بلكه اختلاف ميان تصويرى است كه ما از طبيعت پيش خود مىسازيم با واقعيتى كه در خود طبيعت وجود دارد . تصويرى كه ما مىسازيم ، با نتايجى كه از ملاحظات و مشاهدات به دست مىآيد توافق كامل ندارد . همان گونه كه بارها گفتهام ، پيش رفت حاصل شدن براى علم در آن است كه در اين مورد توافق كاملترى فراهم شود . من به اين نتيجه رسيدهام كه حصول چنين توافقى در آن نيست كه اصل عليت را دور بيندازيم ، بلكه در آن است كه به فرمول بيانى آن توسعه بيشترى بدهيم ، و آن را چندان تصفيه كنيم كه بتواند با اكتشافات جديد سازگار شود . » ( 1 )
--> ( 1 ) علم به كجا مىرود ، ماكس پلانك ، ص 299 . .